امروز : یکشنبه - ۱۷ - خرداد - ۱۴۰۵

تحلیل وضعیت اقتصادی ایران و پیوند آن با کرامت انسانی، جایگاه بین‌المللی و پدیده مهاجرت نخبگان، نشان‌دهنده یک زنجیره علت و معلولی است که هویت ملی را تحت تأثیر قرار داده است.

س.نوبری ، کارشناس امور بین الملل و مهاجرت 

تحلیل وضعیت اقتصادی ایران و پیوند آن با کرامت انسانی، جایگاه بین‌المللی و پدیده مهاجرت نخبگان، نشان‌دهنده یک زنجیره علت و معلولی است که هویت ملی را تحت تأثیر قرار داده است. اقتصاد تنها مجموعه‌ای از اعداد و ارقام نیست، بلکه بستر تحقق کرامت انسانی است؛ چرا که وقتی بهای اقلام مصرفی و اساسی به صورت لحظه‌ای افزایش می‌یابد، «حق انتخاب» که از پایه‌های اصلی کرامت است، از شهروند سلب می‌شود. در این وضعیت، فرد به جای برنامه‌ریزی برای تعالی، آموزش و خلاقیت، درگیر «بقا» می‌شود و جایگزینی «اضطراب تامین معاش» به جای «رفاه و آرامش»، منجر به فرسایش روانی و تضعیف عزت‌نفس ملی می‌گردد، زیرا کرامت انسانی حکم می‌کند که انسان فراتر از نیازهای بیولوژیک خود زندگی کند.

از سوی دیگر، ارزش پول ملی نمادی از اعتبار اقتصادی یک ملت در صحنه جهانی است و کاهش شدید ارزش ریال، به معنای کاهش قدرت خریدِ «اعتبار» شهروند ایرانی در خارج از مرزهاست. این سقوط ارزش، منجر به ناتوانی در تعاملات بین‌المللی، قطع پیوند میان نخبگان با جهان مدرن و تغییر نگاه افکار عمومی جهانی شده است؛ به طوری که اتباع کشور در تبادلات تجاری و گردشگری اغلب با نگاهی آمیخته به ترحم یا تبعیض مواجه می‌شوند که نقض آشکار کرامت انسانی در ساحت بین‌المللی است. تصویری که رسانه‌های جهانی از صف‌های اقلام اساسی و سقوط پول ملی مخابره می‌کنند، هویت غنی فرهنگی ایران را زیر سایه سنگین «فقر اقتصادی» قرار داده و منجر به «حاشیه‌نشینی جهانی» ایرانیان گشته است.

این بحران ساختاری، مستقیماً به «مهاجرت نخبگان» یا فرار مغزها دامن می‌زند. وقتی تفاوت ارزش ریال و ارزهای خارجی به شکافی عظیم تبدیل می‌شود، نخبگان احساس می‌کنند که تخصص و دانش آن‌ها در بازار داخلی به درستی ارزش‌گذاری نمی‌شود. «بی‌ثباتی اقتصادی» نه تنها قدرت خرید، بلکه «امید به آینده» را ریشه‌کن می‌کند؛ در نتیجه، نخبه‌ای که باید موتور محرک توسعه کشور باشد، برای حفظ کرامت انسانی و دسترسی به استانداردهای اولیه زندگی، ناچار به مهاجرت می‌شود. این مهاجرت، نوعی «تبعید خودخواسته اقتصادی» است که در آن، کشور نه تنها سرمایه انسانی، بلکه فرصت بازسازی خود را نیز از دست می‌دهد. در واقع، مهاجرت نخبگان در این شرایط، واکنشی است به از بین رفتن تناسب میان «تلاش» و «پاداش»، که باعث می‌شود سرمایه‌های فکری برای بازیابی جایگاه و کرامت خود، به جوامعی بپیوندند که در آن ثبات اقتصادی، امکان شکوفایی استعدادهایشان را فراهم می‌آورد. بنابراین، احیای ریال و ثبات معیشتی، فراتر از یک هدف اقتصادی، ضرورتی برای صیانت از مرزهای دانش و کرامت ملی است.


نوشتن دیدگاه

شما هم می توانید دیدگاه خود را ثبت کنید

- کامل کردن گزینه های ستاره دار (*) الزامی است
- آدرس پست الکترونیکی شما محفوظ بوده و نمایش داده نخواهد شد

تصویر امنیتی تصویر امنیتی جدید