امروز : سه شنبه - ۳ - شهریور - ۱۴۰۵

فشار سنگین تورم و بی‌ثباتی معیشتی، کارگران ساختمانی بانه را به سوی مهاجرت اجباری به عراق و اقلیم کردستان سوق داده است

فشار سنگین تورم و بی‌ثباتی معیشتی، کارگران ساختمانی بانه را به سوی مهاجرت اجباری به عراق و اقلیم کردستان سوق داده است؛ راهی که با وجود سختی‌های جانکاه، به گزینه‌ی ناگزیر بسیاری از خانواده‌های کارگری تبدیل شده است.

مهاجرت، آخرین راه چاره برای بازماندن

حسن عزتی، رئیس انجمن صنفی کارگران ساختمانی بانه، در گفت‌وگو با خبرنگار ایلنا گفت بخشی از کارگرانی که دستمزدشان زیر سایه‌ی سنگین تورم به سرعت بی‌ارزش شده و توان تأمین معیشت خانواده را ندارند، چاره‌ای جز مهاجرت به کشور عراق و اقلیم کردستان نمی‌بینند. به گفته‌ی او، این کارگران ناچارند زن و بچه‌هایشان را در خانه تنها بگذارند و در اوج بی‌حرمتی، در دمای نزدیک به ۵۰ درجه، شرایطی شبیه به بردگی را برای هر نوع کاری بپذیرند.

چرا مهاجرت به یک اجبار تبدیل شده است

عزتی توضیح داد که ریشه‌ی این مهاجرت اجباری را باید در همزمانی جنگ و تورم و فراموش‌شدگی کارگران ایرانی، به‌ویژه کارگران ساختمانی، جست‌وجو کرد. او گفت این قشر در گیرودار قضا و قدر، بدون هیچ پشتوانه‌ای، نه به فکر آینده بلکه صرفاً به «زنده ماندن» در همین لحظه می‌اندیشند و همین ناامیدی، مهاجرت را به تنها راه باقی‌مانده تبدیل کرده است.

کولبری، مسیر پرخطر پیش از مهاجرت

پیش از رسیدن به تصمیم مهاجرت، بخشی از همین کارگران به کولبری در نوار مرزی روی می‌آورند؛ مسیرهایی که گاه مین‌گذاری شده یا تردد در آن‌ها ممنوع است و شانس زنده ماندن در آن بسیار پایین است. عزتی این خطر را نشانه‌ای از عمق بحران دانست که کارگران را میان دو گزینه‌ی پرخطر—کولبری مرگ‌آفرین یا مهاجرت شرافت‌شکن—گرفتار کرده است.

فشار اضافه‌کاری در داخل کشور

او افزود در بانه، با وجود بهبود نسبی شرایط کاری نسبت به سال گذشته، کارگران ساختمانی که هنوز مهاجرت نکرده‌اند نیز ناچارند ساعات پایانی روز را به اضافه‌کاری اختصاص دهند تا بخش کوچکی از هزینه‌های سرسام‌آور زندگی را تأمین کنند؛ اضافه‌کاری‌ای که محصول تورم است نه یک انتخاب. به گفته‌ی او، بیش از ۵۰ درصد کارگران ساختمانی بانه از هرگونه پوشش بیمه‌ای محروم‌اند و همین بی‌ثباتی، انگیزه‌ی مهاجرت را در میان‌شان تقویت می‌کند.

رنج بی‌پایان در کشوری غنی از منابع

عزتی در پایان با اشاره به غنای منابع سطحی و زیرزمینی ایران، این پارادوکس را برجسته کرد که چرا کارگران چنین کشوری باید برای زنده ماندن مهاجرت کنند؛ او زندگی این قشر را «رنج‌نامه‌ای بی‌پایان» توصیف کرد و گفت متأسفانه گوش شنوایی برای فریادهای دادخواهی آن‌ها وجود ندارد.


نوشتن دیدگاه

شما هم می توانید دیدگاه خود را ثبت کنید

- کامل کردن گزینه های ستاره دار (*) الزامی است
- آدرس پست الکترونیکی شما محفوظ بوده و نمایش داده نخواهد شد

تصویر امنیتی تصویر امنیتی جدید